سفارش تبلیغ
صبا ویژن

11سپتامبر

ارسال شده توسط حاجی در 89/6/22:: 9:40 عصر

چند سال پیش روز 11سپتامبرسال2001میلادی یه اتفاق افتاد که زمینه ساز (یا بهتر بگم بهانه) یه سری کارای دیگه شد، اون اتفاق عبارت بود از برخورد دو هواپیما به برج های دوقولوی تجارت جهانی آمریکا، برخورد یک هواپیما به ساختمان پنتاگون و سقوط یک هواپیمای دیگه که ربوده شده بوده (امااحتمالا توسط خلبان سقوط داده شده)،که باعث تخریب کامل دو برج وکشته شدن تمام مسافران هواپیما وکسانی که توی برج ها بودن به تعداد 2993نفر شد وتعداد زیادی مجروح به جای گذاشت.این اتفاق رو نسبت دادن به القاعده که دست نشانده خود آمریکا بود (به نظر من یه نوع خود زنی بود)

ساختمان تجارت جهانی در حال سوختن

 

 

 

اتفاق هایی که در پی این قضیه رخ داد عبارت بود از:تروریست معرفی کردن مسلمانان، خشن معرفی کردن اسلام، باز شدن رسمی وعلنی ونظامی پای آمریکا به خاور میانه، حمله نظامی به افغانستان، از اونجایی که مسلمان ها تروریس هستن به عراق هم حمله شد، تلاش فراوان به ایران حراسی و...

اما امسال یه اتفاق افتاد که با همه اینها فرق داشت،‏ آتش زدن قرآن،‏ الان که اینو نوشتم مو به تنم راست شد، واقعا به چه جراتی؟؟؟؟

خدا خودش این افراد رو به سزای عملشون میرسونه، مگه کسی یادش میره که چند سال پیش توی ترکیه تو یه مراسمی به قرآن توحین شد وکل اون ساختمان رفت توی زمین؟

 

عامل اصلی قرآن سوزی در آمریکا

شب قدر

ارسال شده توسط حاجی در 89/6/12:: 7:21 عصر

شب قدر شب خیلی عجیبی هست
شبی هست که هر عملی توی این شب 1000برابر هست، واقعا عجیبه
3شب قدر امسال هم گذشت،‏ انشاءالله که همه تونسته باشیم حداکثر استفاده وبرداشت رو از این شب ها کرده باشیم
من که از چند ساعت قبل از مراسم احیا بیرون بودم  و تقریبا فقط تونستم برا دعای قرآن به سر شب 21 و23 بیام داخل، (به این امید که خدا ازمون قبول کنه ودعای کسایی که از مراسم استفاده میکردن پشت سرمون باشه)
یه نکته ای رو که خیلی فکرمو به خودش مشغول کرده وبرام جالب بود اینه:
شب 23رمضان،‏ یه تاکسی ویژه فرودگاه که یه مسافر خانوم داشت برا چندمین بار اومد که بره داخل، طبق روال بچه ها (انتظامات) جلوشو گرفتن و گفتن که نمیشه بره داخل وباید پیاده بشه، بعد از مدتی منو صدا زدن ومورد رو  به من ارجاع دادن،
خانومه که مسافر تاکسی بود چشمش پر اشک بود ،گفت که مریض هست ونمیتونه پیاده بشه وبره داخل مجلس، گفت که فقط برا اینکه بیاد مراسم احیا شب 23رمضان توی کانون اومده ایران (شیراز) وچند ساعت بیشتر شیراز نیست وچند ساعت دیگه بلیط برگشتو گرفته، گفت که میخواد با ماشین یه جا بایسته که صدای مراسم رو بشنوه و بعد هم بره(به دلیل مسائل امنیتی تمام مدارک این خانوم اعم از گذرنامه،بلیط و... کنترل شد، گفته هاش حقیقت بود)
اینو گفتم که قدر سلامتی وقدر خودمونو بدونیم واینکه برای تمام مریض ها دعا کنیم

توی این شب های باقی مونده از ماه رمضان منو از دعا فراموش نکنید


رمضان

ارسال شده توسط حاجی در 89/6/4:: 7:34 عصر

ماه رمضان رو خیلی دوست دارم
نمیدونم چرا، اما خیلی دوستش دارم
توی ماه رمضان احساس میکنم به خدا نزدیک ترم،‏ هم خودم وهم بقیه مردم
یادش بخیر،‏ بچه که بودم،‏ هنوز به سن تکلیف نرسیده بودم، سحر ها خانواده که بلند میشدن برا سحری، منم بلند میشدم وهمراهشون سحری میخوردم.
فکر کنم اولین باری که روزه رفتم توی اردیبهشت ماه بود ودبستان بودم.

نمیدونم اونموقع اینطوری نبود یا من نمیدیدم!
اونموقع همه روزه میگرفتن یا حداقل در ملا عام روزه خواری نمیکردن
اما الان متاسفانه روزه خواری زیاد شده، منظورم این نیست که درصد زیادی روزه خواری میکنن،‏ اما وقتی توی یه جمع که همه دارن یه کاری رو نمیکنن،‏ اگه چند نفر هم این کارو بکنن توی چشم میاد.
خلاصه اینکه: الهم الرزقنا التوفیق الطاعه
اینم یه حدیث از پیامبر(ص): روزه گرفتن در گرما، مانند جهاد در راه خداست
در پایان هم میلاد امام حسن(ع) رو به همتون تبریک عرض میکنم


پایان دوره کارشناسی

ارسال شده توسط حاجی در 89/5/14:: 11:27 صبح

بالاخره دوران تحصیل من هم توی مقطع کارشناسی به اتمام رسید
با هربدبختی بود تموم شد
با هر خوب وبدی بود تموم شد
با هر فراز ونشیب بود تموم شد
دورانی که به اندازه یک عمر تجربه کسب کردم
دورانی پر از خاطره

تمام شد.............


قهرمانی سپاهان و...

ارسال شده توسط حاجی در 89/2/17:: 9:25 عصر

سلام
پنجشنبه 16اردیبهشت قهرمانی تیم سپاهان توی لیگ برتر فوتبال ایران قطعی شد، از چند روز قبل توی سطح شهر اصفهان تبلیغات گسترده شده بود که پنجشنبه شب بعد از بازی این تیم جشن قهرمانی با حضور همه مردم توی گلزار شهدای اصفهان (توی اصفهان ، گلستان شهدا نامیده میشه) برگزار میشه.
میخوام این قضیه رو از چند جهت بررسی کنم
ـــــ اون شب جمعیت کثیری از مردم شهر اصفهان وحتی استان اصفهان اومده بودن برا جشن قهرمانی تیم سپاهان، ترافیک و راه بندان خیلی زیادی شده بود، همه با پرچم تیم سپاهان ورنگ زرد، برام خیلی جالب بود که یه تیم به جز استقلال وپیروزی اینقدر طرفدار داره، این خیلی خوبه، مردم یه شهر واستان پشتیبان تیمشون باشن، قهرمانی این تیم بالاخره یه افتخار هست برا اصفهانی ها، حالا اگه اینها طرفدار تیم شهرهای دیگه باشن، درصورت قهرمانی اون تیم، هیچ افتخاری براشون نداره.
ـــــ توی گلزار شهدای اصفهان، پنجشنبه شب هر هفته مراسم دعای کمیل برگزار میشه که شلوغ هم میشه و مردم از نقاط مختلف شهر میان وکنار شهدا دعای کمیل رو میخونن. تقریبا همه دانشگاه هایی هم که توی خود شهر اصفهان هست سرویس میزارن و دانشجوهاشون به خصوص خوابگاهیا رو میبرن اونجا برا دعا.
ـــــ اون شب یه چیزایی هم به چشم میخورد که.... ، توی ترافیک ایجاد شده بعضی ها با زیاد کردن صدای ضبط ماشینشون وپخش کردن آهنگ های تند، جمعیتی رو دور خودشون جمع کرده بودن و میرقصیدن، این میون چندتا سرویس دانشگاه ها هم توی ترافیک ها بود که کاملا از دانشجوهای دختر پر بود، بعضی از ماشین ها هم که سرنشین هاش مونث بودن، حالا خودتون دیگه ببینید که توی این موقعیت چه اتفاقاتی ممکنه بیافته، بعضی هم که کلا نافشونو با فحش وحرف های رکیک بریدن، بعضی دیگه هم که ..........
ـــــ چندتا سوال از مسئولین تیم سپاهان و مسئولین اصفهان دارم، آیا نمیشد این جشن رو به داخل شهر نکشونید وتوی همون ورزشگاه فولادشهر تمومش کنید؟ آیا مکان بهتری برای این جشن نبود، باید حتما میومدید و کنار شهدا این جشن رو میزاشتید که حرمت شهدا و دعای کمیل شکسته بشه؟


روز ملی خلیج فارس

ارسال شده توسط حاجی در 89/2/10:: 7:39 عصر

سلام

روز ملی خلیج فارس گرامی باد

یادش به خیر، چند سال پیش وقتی که یه جا اسم خلیج فارس رو به یه نام جعلی نوشتن، همهء ایرانیها، هرجای دنیا که بودن به جنب وجوش افتادن

همه با هم ، متحد شدن و حرفشون یکی شد، اون هم حرف حق.

خیلی دوران زیبایی بود، همه در حد توان خودشون یه کاری میکردن، وبلاگ نویسها تو وبلاگهاشون مینوشتن، سیاستمدارها از هر حزب و جناحی که بودن یه حرف میزدن(البته دراین رابطه)، حتی یادمه که هکرهای ایرانی هر سایتی که اون اسم جعلی توش بود رو هک کرده بودن و خیلی چیزای دیگه.

این همدلی رو من یه بار دیگه هم یادمه و اونم سر قضیهء انرژی هسته ای بود که تمام مردم یکی شده بودند، اون موقع فقط تعداد محدودی از سیاستمدارهایی که خودشون باعث عقب موندگی ما تو انرژی هسته ای بودن، مخالف این قضیه بودن که اونا هم نتونستن جلوی خواسته عزیم مردم بایستن.

من یادم نیست اما تاریخ میگه که همین مردم خواستن، هم صدا ویکدل شدن، وانقلاب اسلامی رو بوجود آوردن.

همه اینارو گفتم برا این : تاوقتی که ما با هم یکی باشیم و تفاوت دوست ودشمن رو بفهمیم، قدرتمندترین کشورهای جهان هم هیچ غلطی نمیتونن بکنن و ما هم میتونیم به هرچیزی که بخوایم برسیم


روز پرستار

ارسال شده توسط حاجی در 89/1/31:: 12:2 صبح

دیروزمیلادحضرت زینب(س) وروز پرستار بود
این روز عزیز رو  به همه تبریک عرض میکنم
پرستاری واقعا از جمله شغل هایی هست که بسیار بسیار سخت هست
کلا شغل ههای پزشکی وپیراپزشکی (شغل هایی که با بیمار سر و کار داره) خیلی سخت هست
از همه نظر سخت هست ،شب،روز،تعطیل،غیر تعطیل،وقت،بی وقت و.... باید برن سرکارتازه خدا نکنه که با یه بیمار یا همراه بیمار  بداخلاق برخورد کنن، اونوقت دیگه خستگی کار به تنشون میمونه
خلاصه اینکه کارشون واقعا خداپسندانه هست
به همین بهونه خواستم از زحمات تمام پرستاران و کلا کارکنان بخش پزشکی وپیرا پزشکی کشور قدر دانی کنم


نوروز 89

ارسال شده توسط حاجی در 89/1/22:: 9:44 عصر

از جنوب که برگشتم(راهیان نور) دو – سه روز درگیر برخی از کارهای اردو بودم، دیگه به هر زحمتی بود بعضی هاشو انجام دادم ویه مقداریش رو هم سپردم به بچه ها،ساعت 10شب بود، سریع اومدم وکیفمو پیچیدم که برم شیراز( از اول این ترم هنوز نرفته بودم شیراز والانم که فقط 2روز مونده بود تا پایان سال واگه نمیرفتم خانواده خیلی شاکی میشدن).
کیفمو سریع جمع کردم و زنگ زدم ترمینال، یه بلیط برا 11:30شب داشت و منم اونو گرفتم، زنگ زدم آژانس، گفت چند دقیقه ای طول میکشه تا ماشین بیاد، کیفمو برداشتم که برم، موبایلم زنگ خورد، بابام بودن، تعجب کردم، چرا از خونه زنگ نزدن وبا موبایلشون زنگ زدن؟ جواب دادم:
من:سلام
بابا:سلام
من: حالتون خوبه؟
بابا: ممنون، شکر خدا
من: چه خبر؟ کجا هستید؟
بابا: دروازه قرآن رو تازه رد کردیم، داریم میایم اصفهان؟
من: چرا؟
بابا: میایم دنبال تو تا بریم مشهد
من : مشهد؟
بابا: آره
من: جدی؟ خوب چرا قبلا نگفتید؟ من داشتم میرفتم ترمینال بیام شیراز
بابا: آخه اتفاقی شد، همینطوری نشستیم تو ماشین واومدیم
من: خوب پس من منتظرم
سریع تماس گرفتم وبلیط رو کنسل کردم، آژانس رو هم همینطور. وساکمو باز کردم وبا اشتیاق تمام وسایل مسافرت رو گذاشتم تو کیفم و به امید اینکه قراره برم پابوس آقا خوابیدم.
حدود اذان صبح بود که خانواده رسیدن اصفهان(قبلا اومده بودن خونم تو اصفهان، به همین دلیل مستقیم اومده بودن در خونه)
یه صبحونه، یه استراحت مختصر تو خونه من وبعدش حرکت به سمت مشهد.
جاده خیلی شلوغ بود، عجیب شلوغ،شب رو تو یکی از شهرهای توی راه خوابیدیم وصبح ادامه مسیر دادیم، به دلیل شلوغی جاده نمیشد تند حرکت کرد، توی اکثر مسیر حتی نمیشد سرعت رو به حداکثر سرعت مجاز هم رسوند. خلاصه دیگه به هر سختی بود رسیدیم مشهد.................
 از یه مسیری که خلوت تر بود(مسیری به جز مسیر اصلی) خودمونو رسوندیم تا نزدیکای حرم وبقیه مسیر رو با اشتیاق رفتیم به سمت حرم، حدود نیم ساعت قبل از سال تحویل بود که رسیدیم حرم.............


آغاز سال 1389

ارسال شده توسط حاجی در 89/1/12:: 4:54 عصر

سلام
سال 1389هم شروع شد
شروعش برا من خیلی عالی بود
چون به صورت خیلی اتفاقی وناباورانه امام رضا طلبید و رفتم پابوسش و سال جدیدمو تو حرم آقا شروع کردم
یه سری مطالب  هست که ایشالا میزارم برا پست های بعدی
این پستمو میخوام هدیه کنم به تمام عاشقای امام رضا(ع):

بیاید با هم بریم زیارت امام رضا(ع)
از بازرسی باب الرضا وارد صحن رضوی بشیم.
بریم سمت ورودی صحن قدس، از راهروی بین صحن قدس وصحن مسجد گوهرشاد وارد صحن گوهرشاد بشیم، همینجا بایستید، آروم آروم سرتونو بیارید بالا... وای، چی میبینیم، گنبد قشنگ آقا... وای که چقدر من این صحنه رو دوست دارم، هر دفعه آقا میطلبه میرم مدت ها وای میسم اونجا و به گنبد زل میزنم، خیلی حال میده، کفشامون در بیاریم بدیم به کفشداری، یه زیارت نامه بردارید، صفحه 52 رو باز کنید، اذن دخول رو بخونید: «الهم وقفت علی باب من ابواب بیوت نبیک.......» حالا همزمان با ورودمون به حرم بگیم: «باسم الله وباالله و فی سبیل الله علی ملة رسول الله .........» حالا بریم جلو ، آروم آروم سرمونو بیاریم بالا، ضریح زیبای آقارو نگاه کنیم،از پله ها بریم پایین و روبروی حرم شروع به خوندن رزیارت نامه کنیم...........زیازت نامه بالا سر وبعدشم پایین پا، نماز رو هم تو قسمت بالا سر حضرت بخونیم، دعا برا دیگران یادمون نره.
در آخر هم اینو بگم که برای تمام کسایی که تاحالا وبلاگمو خوندن یه نماز تو حرم خوندم

اینم عیدی من به شما:

این عکس رو مختص شماها گرفتم،‏یعنی به نیت اینکه بزارم اینجا و شماها ببینید این عکس رو گرفتم





بازدید امروز: 26 ، بازدید دیروز: 68 ، کل بازدیدها: 117186
پوسته‌ی وبلاگ بوسیله Aviva Web Directory ترجمه به پارسی بلاگ تیم پارسی بلاگ